این جا وقتی بچه ها به کلاس چهارم می روند؛ درسی تحت عنوان “Puberty” دارند که آموزش مسائل سنین بلوغ برای دختران و پسران می باشد. مطالب بلوغ را آرام آرام شروع می کنند و تا چند سال بعد به تدریج مطالب پیشرفته را آموزش می دهند. در این جامعه چند فرهنگی، نظرات والدین نیز متفاوت است. برخی از دوستان پسرم که متعلق به آسیای جنوب شرقی هستند، والدین شان بسیار ناراضی هستند که این جور مسائل در این سن برای بچه ها عنوان می شود. به خصوص که از بچه ها خواسته می شود از والدین شان در مورد تجربیات دوره بلوغ بپرسند.
یاد دوران خودمان می افتم که حتی اندیشیدن به این جور مسائل حتی در سنین بلوغ نیز تابو محسوب می شد، دختران و پسران اطلاعی از شرایط دوران بلوغ شان نداشتند، اندیشیدن به جنس مخالف گناه بزرگی بود. البته خوشبختانه من خودم استثنا بودم، پدر من خارج از چهارچوب و عرف جامعه به روشنی در مورد دوران بلوغ؛ شرایط آن؛ تغییرات جسمی و روحی وغیره با من به راحتی صحبت می کرد و از همان زمان ها تا کنون؛ اغلب دوستانم به من می گویند که حسرت داشتن چنین پدری را دارند؛ پدری که حتی بتوانی در مورد دوست دخترت با او صحبت کنی و حتی کلی تجربیات غنی در این رابطه در اختیارت بگذارد؛ بگذریم.
به هر حال من که خودم چنین تجربه ای را در زندگی داشته ام و می دانم که چقدر برای بچه ها مفید است، بسیار از این کلاس ها استقبال می کنم. این پسران و دخترانی که امروز در کنار هم و در یک کلاس مسایل جنس.ی را می آموزند و تا سال های بعد نیز این رویه برای شان ادامه می یابد؛ باید هم در سنین جوانی مسئله جنس مخالف تا این حد برای شان حل شده باشد. من در دانشگاه می بینم دختران و پسران چقدر با هم راحت و صمیمی هستند؛ آنان که دوستند که هیچ؛ آنان که فقط هم کلاسی اند به راحتی با هم معاشرت دارند بی آن که کسی پایش را از گلیمش دراز تر کند.
من بزرگ ترین تفاوت های کانادا و ایران را نه در تکنولوژی می بینم که شاید در برخی ابعاد با هم برابر هم باشند؛ مانند برج ها و پاساژ های زیبا؛ مترو؛ فضای سبز و غیره... من بزرگ ترین تفاوت این دو کشور را در مسائل زیربنایی و زیرساختی می بینم؛ مثل همین مورد و دیگر مواردی که تا کنون در وبلاگم نوشته ام و یکی از مهم ترین مسائل زیربنایی آموزش نسل بعد است که وقتی بچه مدرسه ای داشته باشید این تفاوت ها را با تمام جزییاتش درک می کنید.
نام : پوريا
شغل : يك مهاجر كانادایی
محل سکونت : ونكوور
علت مهاجرت : باشد كه فرزندانم در دنيايي بهتر از دنياي كودكي و جواني من، رشد و زندگي نمايند.
انگيزه ايجاد وبلاگ : فروغ گفت : "تنها صداست كه مي ماند"
شايد اگر امروز بود، وبلاگ را هم جزو ماترك ميراث پس از آدمي مي شناخت.
hivancoover @ gmail.com
hi-vancouver.blogfa.com
- 18/03/2012 06:02 - و آنک؛ بهاری دیگر آمده است..........
- 06/02/2012 03:37 - کانادا سرد است؟
- 29/12/2011 03:53 - آب شرب ونکوور
- 16/12/2011 19:00 - قانون جدید اداره مهاجرت کبک
- 09/09/2011 04:12 - کانادا از واقعیت تا رویا (قسمت اول)
- 17/08/2011 03:47 - خبر
- 27/07/2011 21:28 - چرا اینگونهایم؟
- 10/07/2011 06:55 - مقصود تویی؛ کعبه و بتخانه بهانه
- 03/07/2011 16:58 - مدتی غیبت و بازگشتی دوباره
- 26/05/2011 16:53 - چرا تونس، تونست؟



