اینک عید نوروز بهانه ای شد تا ما هم بیاییم و وبلاگ مان را خانه تکانی کنیم و کامنت ها را جواب بدهیم و پست تازه ای بگذاریم برای تبریک عید به همه دوستان..........تا شاید خاک وبلاگ هم گرفته شود.
واقعیت این است که الان بسیار گرفتار هستم و فرصت زیادی برای وبلاگ برایم باقی نمانده است و نکته دوم این که گفتنی ها هم بسیار کاهش یافته است. روزها و ماه های اول همه چیز جدید است و قابل تحلیل و قابل ارایه؛ ولی بعد نزدیک به سه سال؛ دیگر مطالب گفتنی کاهش می یابد. این وبلاگ هم از ابتدا یک وبلاگ تحلیلی بوده و نه خاطرات یومیه. بنابراین طبیعی ست که سرعت آپ کردن وبلاگ بسیار کاهش یابد.
ولی به هر حال همین پست نشان می دهد که ما هنوز زنده ایم و هنوز نفسی می آید و می رود..........سال نو را به همه شما خوانندگان خوب وبلاگ تبریک می گویم؛ به خصوص آن دسته از خوانندگانی که در تمام این مدت با کامنت های شان چراغ این وبلاگ را روشن نگه داشتند. ایام را از شما مبارک باد...........
عیدانه شما را به شعری از شاملوی بزرگ حواله می دهیم:
سینِ هفتم
سیبِ سُرخیست،
حسرتا
که مرا
نصیب
ازاین سُفرهی سُنّت
سروری نیست.
شرابی مردافکن در جامِ هواست،
شگفتا
که مرا
بدین مستی
شوری نیست.
سبوی سبزهپوش
در قابِ پنجره ــ
آه
چنان دورم
که گویی جز نقشِ بیجانی نیست.
و کلامی مهربان
در نخستین دیدارِ بامدادی ــ
فغان
که در پسِ پاسخ و لبخند
دلِ خندانی نیست.
بهاری دیگر آمده است
آری
اما برای آن زمستانها که گذشت
نامی نیست
نامی نیست.
نام : پوريا
شغل : يك مهاجر كانادایی
محل سکونت : ونكوور
علت مهاجرت : باشد كه فرزندانم در دنيايي بهتر از دنياي كودكي و جواني من، رشد و زندگي نمايند.
انگيزه ايجاد وبلاگ : فروغ گفت : "تنها صداست كه مي ماند"
شايد اگر امروز بود، وبلاگ را هم جزو ماترك ميراث پس از آدمي مي شناخت.
hivancoover @ gmail.com
hi-vancouver.blogfa.com



